عبد الرحمن جامي

مقدمة آشتياني 29

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص

تقرير نموده‌اند ، جامى عبارات پراكنده در آثار اين أعاظم را در شرح خود بر فصوص و به خصوص در مقدمهء نقد النصوص و برخى از ديگر آثار خود آورده و يا به فارسى ترجمه نموده است ، و هيچ ايراد بر او وارد نيست ، چون خود را ترجمان افكار أعاظم معرفى نموده و بهتر بود بفرمايد ، « ناقل عبارات ديگران هستم . » و اگر شخصى وارد به قواعد و آشنا به مباحث عرفان با آثار جامى انس داشته باشد ، براى او مسلم خواهد بود كه محقق جامى در تحرير مباحث قدرت كامل دارد و مىتوانسته است با تغيير عبارات تمام آن چه را كه از أعاظم فن نقل نموده است در آثار خود بياورد ، ولى او نسبت به مشايخ فن خاضع و حق متقدمان را مىشناسد كه « الفضل للمتقدم » . « 1 » شرح جامى بر لمعات بهترين دليل است بر كمال تسلط جامى به مبانى عرفان . مؤلف در اين اثر با كمال خبرگى به تقرير و تحرير و تحقيق در مشكلات تصوف پرداخته است ، و شرح او بنا به نقل استاد حقير نظير ندارد و بر ديگر شرحها ترجيح دارد . نقد النصوص از آثارى است كه هميشه مورد توجه اهل فن در مملكت ايران بوده است . ملا صدرا و ملا محسن فيض و ملا عبد الرزاق لاهيجى و ملا على نورى و آقا على مدرس و ميرزاى جلوه و حكيم سبزوارى و آقا محمد رضا قمشه يى و برخى ديگر از اساتيد از نقد النصوص مطلب نقل كرده‌اند . « 2 » جامى در فن تأليف يكى از

--> « 1 » . ولى اين مطلب را نبايد جدا از حقير تلقى به قبول نمود ، چون شخص محقق صاحب نظر نمىتواند جلو آن چه را كه قهرا از فكرش تراوش مىنمايد بگيرد . « 2 » حقير نسخه ئى از شرح فصوص قيصرى در دست دارم كه مشتمل است بر حواشى مفصل از آقا محمد رضا و يكى از تلاميذ فاضل آن مرحوم كه در حواشى از نقد النصوص مطالب زياد نقل كرده است . ولى شرح قيصرى بر فصوص در ايران رواج كامل داشت و از مهمترين كتب درسى در اعصار متماديه بود ، و در حوزهء طهران علاوه بر شرح فصوص قيصرى تمهيد القواعد ابن تركه و كتاب نهائى عرفان شرح ابن فنارى بر مفتاح الغيب قونوى به نام مصباح الانس تدريس مىشد . و در حوزهء عرفانى آقا ميرزا هاشم چندين نفر تربيت شدند كه از عهدهء تدريس كتب مذكور به خوبى بر مىآمدند . يكى از تلاميذ آقا ميرزا هاشم مرحوم آقا ميرزا محمد على شاه آبادى بود كه چند سال در قم تدريس مىنمود ولى در آن زمان طلاب در مضيقهء شديد قرار گرفتند ، روزها در بيابانها و باغات و شبها در كمال خفيه به حجرهء خود مىآمدند و بين الطلوعين متوارى مىشدند . لذا از حوزهء آقاى شاه آبادى استفادهء كامل نشد ، فقط يك نفر به كمال مطلوب رسيد .